تبلیغات
Movie1 - مطالب ابر یداله شیراندامی
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :





Powered by WebGozar




Powered by  MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net Ravok Downloads
Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
پاپوش , paposh
iconژانر فیلم: ایرانی قدیمی,
پاپوش , paposh

خلاصه داستان : مهدی (رضا بیك ایمانوردی) در بازی قماری كه دوستش حسین (یدالله شیراندامی) راه انداخته شركت می كند. حسین به كمك فخری (توتیا) قاپ های مهدی را عوض می كند و پول كلانی از مهدی می برد. مهدی ماجرا را درمی یابد و به خانه ی فخری می رود. فخری كه توسط حسین مجروح شده می میرد و پلیس مهدی را به جرم قتل فخری بازداشت می كند. حسین كه قصد دست درازی به بتول، زن مهدی، را دارد باعث مرگ بتول می شود. محمود (فرشید فروزان)، پسر مهدی، تنها می ماند و ناچار راه پدر را ادامه می دهد. پس از چند سال محمود و حسین، بدون آنكه همدیگر را بشناسند، با هم آشنا می شوند. آسیه (هاله) دختر حسین، و محمود به هم علاقمند می شوند. حسین محمود را از روی خال بازویش می شناسد و مهدی پس از بیست سال از زندان آزاد می شوند و با ظاهری مبدل به سراغ حسین می رود و در بازی قمار تمام اموال حسین را می برد و سپس خود را معرفی می كند. سرانجام اكبر، دوست محمود، توسط حسین به قتل می رسد و حسین نیز به ضرب گلولة پلیس از پا در می آید.

iconادامه مطلب

شارلاتان , sharlatan
iconژانر فیلم: ایرانی قدیمی,
شارلاتان , sharlatan

خلاصه داستان : بهرام سال ها پیش همسرش نسرین را موقع زایمان از دست داده و با دخترش نسرین و مادرش زهرا زندگی می كند. او با دو دوستش جواد و حسین وز با جیب بری زندگی می كنند. آنها با دختری به نام نسرین آشنا و در كارخانه ی پدرش ارباب سهراب خان مشغول كار می شوند. جوان شیادی به نام كامبیز، كه درصدد ازدواج با نسرین است، با همكاری خواهرش و دوستانش گاوصندوق كارخانه را به سرقت می برند و بهرام را متهم به سرقت می كنند. سهراب خان بهرام را با پرخاش از خانه و دخترش دور می كند،، تا این كه حسین وز از موضوع سرقت گاوصندوق مطلع می شود و با همكاری بهرام و جواد درصدد به دام انداختن كامبیز و افرادش برمی آیند. سارقان كه مادر و دختر بهرام را گروگان گرفته اند با مداخله ی پلیس به دام می افتند، و سهراب خان با دیدن زهرا اعتراف می كند كه او و بهرام همسر و فرزند گمشده اش هستند و نسرین دختری سرراهی است كه او برای پركردن جای خالی آنها بزرگ كرده است. بهرام با اكراه پدرش را كه متنبه شده می بخشد و همگی زندگی تازه ای را ‎آغاز می كنند.

iconادامه مطلب

نواب , Navab
iconژانر فیلم: ایرانی قدیمی,
نواب , Navab
خلاصه داستان : نواب (منوچهر وثوق) در یك سانحه ی مرگبار فرشته (لیدا دانشور) را از مرگ نجات می دهد. نواب با دوستش حبیب (یدالله شیراندامی) به دنبال فرشته می گردند تا از او خواستگاری كند. مادر نواب (آنیك شفرازیان) قول می دهد كه فرشته را به عقد نواب در‎آورد؛ اما نواب اطلاع ندارد كه فرشته همان دختر محبوبش است از حبیب تقاضا می كند كه فرشته را ندیده و نشناخته به عقد خود درآورد. حبیب برای خاطر نواب با فرشته پای سفره ی عقد می نشیند. حبیب با نواب به جستجوی خود برای پیدا كردن فرشته ادامه می دهد، تا این كه روزی نواب فرشته را می بیند و او را تا خانه ی دختر دایی اش گیتی (سوزی یاشار)، تعقیب می كند و موضوع را با حبیب در میان می گذارد. حبیب متوجه می شود كه نواب به همسر او علاقه دارد. نواب برای تدارك مراسم عروسی به تهران می رود و برای آن كه فرشته را حاضر به طلاق كند روزها و شب هایش را به میخوارگی می گذراند. حبیب تصمیم به خودكشی می گیرد؛ اما فرشته مانع او می شود. نواب از سفر بازمی گردد و موضوع را درمی یابد؛ و برای آن كه مانعی در راه سعادت آن دو نباشد خودكشی می كند.

iconادامه مطلب

مصطفی لره , Mostafa Loreh
iconژانر فیلم: ایرانی قدیمی,
مصطفی لره , Mostafa Loreh
خلاصه داستان : شش سال پیش از این رحمت (شهروز رامتین) و قاسم (فرهاد حمیدی) به عنف از زهرا (پریچهر پاكان)، هتك حرمت كرده اند، و سال ها بعد برادرش اسلام (یدالله شیراندامی) را كه اینك در صدد انتقام است در محل قلعه ی سنگی از پا در می آورند. اسلام قبل از رو در رو شدن با رحمت و قاسم موضوع را در نامه ای نوشته و برای مصطفی لره (محمدرضا فاضلی) به زندان فرستاده است. زهرا خانه ی اجدادی را می فروشد و باعث آزادی مصطفی می شود. مصطفی با زهرا و «زن دایی» (پروین ملكوتی) به تهران می رود و به جست و جوی رحمت می پردازد. او رحمت و نوچه هایش را در كافه ای می یابد و مضروب می كند و با قاسم در كاروان سرا سنگی قرار می گذارد. رحمت و قاسم زهرا را گروگان می گیرند. مصطفی با آنها رو در رو می شود و هر دو را از پا درمی آورد. سرانجام با حضور پلیس در كاروان سرا سنگی مصطفی به دام می افتد.

iconادامه مطلب

دختران بلا مردان ناقلا , Dokhtarane bala Mardane naghola
iconژانر فیلم: ایرانی قدیمی,
دختران بلا مردان ناقلا , Dokhtarane bala Mardane naghola
خلاصه داستان : احسان (یدالله شیراندامی) و امیر (منوچهر وثوق) دو برادرند كه به دلیل بدهكاری هایشان به همراه دوست مشتركشان ماشاالله (سید علی میری) به شمال می روند تا در ویلای او پنهان شوند. آن سه در بین راه با دختر متمولی به نام نازی (هاله) آشنا می شوند كه پس از اطلاع از مشكل آنها نقشه ربودن خود را طرح می كند و به عمویش (احمد قدكچیان) خبر می دهد كه اگر پولی را كه دزدان مطالبه می كنند نپردازد او را خواهند كشت. عموی نازی، كه تنها وارث قانونی او محسوب می شود، نه فقط در آرزوی مرگ نازی است، و پول درخواست شده را نمی پردازد، بلكه شخصی به نام جبار را به شمال می فرستد تا در صورت زنده بودن نازی او را به قتل برساند. احسان و امیر و ماشاالله جبار را به دام می اندازند و از او می خواهند كه، به دروغ، خبر مرگ نازی ر ا به عموی او برساند. از آن پس عموی نازی به هر كجا كه قدم می گذارد با جسد نازی مواجه می شود، تا آنجا كه مشاعرش را از دست داده و روانه ی تیمارستان می شود. به این ترتیب وكالت او در مورد ثروت نازی فسخ و خود نازی به ثروتش دست می یابد و گرفتاری احسان و امیر را برطرف می كند.

iconادامه مطلب

امشب دختری میمیرد , Emshab Dokhtari Mimirad
iconژانر فیلم: ایرانی قدیمی,
امشب دختری میمیرد , Emshab Dokhtari Mimirad
خلاصه داستان : «همایون» كه خبرنگار روزنامه است بطور اتفاقی دفتر خاطرات دختری با نام « پروین» را می یابد كه در صفحه ای از آن اشاره به قصد خودكشی او شده است. همایون روز بعد در مصاحبه ی مطبوعاتی پدر دختر، «جمشید تهرانی» كه برای تشریح سفر مهمش صورت گرفته شركت می كند و بدین ترتیب با پروین و نامادری او «فیروزه» آشنا می شود. همایون متدرجاً درمی یابد پروین از رابطه ی نامزدش خسرو و نامادریش رنج می برد و یارای گفتن این مطلب را به پدرش ندارد. همایون سعی می كند پروین را یاری دهد كه در وهله ی اول موفق نمی شود. سرانجام همایون موفق می شود كه او را به ادامه ی زندگی امیدوار سازد.

iconادامه مطلب

تیغ آفتاب , tigh aftab
iconژانر فیلم: ایرانی قدیمی,
تیغ آفتاب , tigh aftab
خلاصه داستان : حجت (یدالله شیراندامی) ژاندارم و برادرش منصور (سعید راد) قاچاقچی است. منصور به زندان می افتد و پس از آزادی به حجت قول می دهد كه دیگر مرتكب كار خلاف نشود. منصور با زن معروفه ای به نام محبوبه (نوری كسرایی) آشنا می شود و قصد دارد با او ازدواج كند. یك قاچاقچی به نام خلف (فرهاد حمیدی) و برادرانش (منوچهر پولاد و علی دهقان) قصد دارند حجت را از سر راه خود بردارند. آنها سعی می كنند منصور را رو در روی حجت قرار دهند. حجت از پیشینه ی محبوبه مطلع است، و مخالفت او با ازدواج منصور و محبوبه باعث كدورت میان دو برادر می شود. منصور بار دیگر به كار قاچاق رو می آورد. خلف در اتومبیل منصور مقداری هرویین جاسازی می كند و مأموران پاسگاه را از ماجرا با خبر می سازد. محبوبه، كه از این ماجرا باخبر است، منصور را مطلع می سازد، و سرانجام خلف و قاچاقچی ها به دام پلیس می افتند.

iconادامه مطلب

مصطفی لره , Mostafa Loreh
iconژانر فیلم: ایرانی قدیمی,
مصطفی لره , Mostafa Loreh
خلاصه داستان : شش سال پیش از این رحمت (شهروز رامتین) و قاسم (فرهاد حمیدی) به عنف از زهرا (پریچهر پاكان)، هتك حرمت كرده اند، و سال ها بعد برادرش اسلام (یدالله شیراندامی) را كه اینك در صدد انتقام است در محل قلعه ی سنگی از پا در می آورند. اسلام قبل از رو در رو شدن با رحمت و قاسم موضوع را در نامه ای نوشته و برای مصطفی لره (محمدرضا فاضلی) به زندان فرستاده است. زهرا خانه ی اجدادی را می فروشد و باعث آزادی مصطفی می شود. مصطفی با زهرا و «زن دایی» (پروین ملكوتی) به تهران می رود و به جست و جوی رحمت می پردازد. او رحمت و نوچه هایش را در كافه ای می یابد و مضروب می كند و با قاسم در كاروان سرا سنگی قرار می گذارد. رحمت و قاسم زهرا را گروگان می گیرند. مصطفی با آنها رو در رو می شود و هر دو را از پا درمی آورد. سرانجام با حضور پلیس در كاروان سرا سنگی مصطفی به دام می افتد.

iconادامه مطلب

حسن کچل - Hassan Kachal
iconژانر فیلم: ایرانی قدیمی,
حسن کچل - Hassan Kachal

خلاصه داستان :
حسن كچل به دلیل تنبلی و برای تجربه اندوزی، توسط مادرش از خانه رانده می شود. او در سفرش به باغ پردرخت و مرموزی می رسد و با چل گیس آشنا می شود. به او دل می بندد و تصمیم به شكستن طلسم دیو می گیرد. جنی كه همزاد حسن است، به او می گوید فقط در مقابل شش آرزو و از دست دادن عمر است كه طلسم دیو شكسته می شود. حسن كچل تصمیم می گیرد شاعر شود؛ اما وقتی شاعری را می بیند كه با گفتن شعر برای كالاهای تجاری، خود به تاجری تبدیل شده، از شاعر شدن منصرف می شود و آرزو می كند دوستی داشته باشد تا با او درددل كند؛ اما دوستی كه یكرنگ باشد، نمی یابد. تصمیم می گیرد پهلوان شود، اما وقتی پهلوانی را در گود زورخانه می بیند كه فقط در فكر مسابقه است، از پهلوان شدن هم منصرف می شود و سراغ چل گیس می رود تا از او چاره ای بخواهد. چل گیس می گوید كه برای نجاتش، حسن باید شیشه عمر دیو را بشكند تا آزاد شود. حسن حاضر می شود جانش را به همزاد بدهد تا شیشه عمر دیو را بشكند تا آزاد شود و همزاد می پذیرد. حسن كچل با شكستن شیشه عمر دیو او را به میش تبدیل می كند و چل گیس آزاد می شود. اما همزاد، راضی نمی شود جان حسن كچل را بگیرد و با گفتن «بسم الله» غیب می شود. حسن كچل و چل گیس زندگی تازه ای را شروع می كنند.

iconادامه مطلب

سایر صفحات سایت
جستجویجستجویجستجویجستجویجستجویجستجویجستجویجستجویجستجوی
ابر واژه های سایت
Thriller فیلم قدیمی ایرانی دانلود فیلم با لینک مستقیم دانلود دانلود فیلم قدیمی فیلم قبل از انقلاب مستقیم دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم قدیمی ایرانی فیلم فارسی Drama رایگان دانلود فیلمهای ایرانی فیلم ایرانی فیلم قدیمی
عضویت در سایت
جهت دریافت جدیدترین ها در ایمیل خود در گروه سایت عضو شوید.

icon

درحال حاضر این بخش فعال نمی باشد

خوراک فید
جهت اطلاع از جدیدترین برنامه ها در خوراک فید عضو شوید.

icon
© کلیه حقوق این وب سایت نزد مدیران آن محفوظ است.
استفاده از مطالب تنها با اجازه مدیران امکانپذیر است.
قالب ساز : Tem.Rozblog.Com